تأمین مالی زنجیره تأمین (SCF)؛ چگونه میتوان سرمایه در گردش را به مزیت رقابتی تبدیل کرد؟
چهار شنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
امیرمهدی خسروانی- فرشید عفتی باران
مقدمه
در بسیاری از کسبوکارها، بخش قابل توجهی از سرمایه در گردش نه در عملیات اصلی شرکت، بلکه در فاصله زمانی میان خرید کالا یا خدمت، صدور و تأیید فاکتور و پرداخت وجه به تأمینکننده قفل میشود. از سوی دیگر، تأمینکنندگان نیز معمولاً برای حفظ جریان نقدی خود، نیازمند دسترسی سریعتر به منابع مالی هستند.
در چنین شرایطی، تأمین مالی زنجیره تأمین Supply Chain Finance یا SCF میتواند راهکاری برای ایجاد یک تعادل جدید میان منافع خریدار، تأمینکننده و تأمینکننده مالی باشد.
ایده اصلی SCF ساده است: تأمینکننده بتواند زودتر به وجه فاکتور خود دسترسی پیدا کند، در حالی که خریدار همچنان وجه را در سررسید توافقشده پرداخت کند. این اتفاق معمولاً با اتکا به اعتبار بالاتر خریدار و از طریق یک پلتفرم و مؤسسه مالی انجام میشود.
SCF دقیقاً چیست؟
در مدل کلاسیک SCF، سه بازیگر اصلی حضور دارند:خریدار، تأمینکننده و مؤسسه مالی.
پس از آنکه تأمینکننده کالا یا خدمت را تحویل داد و فاکتور را صادر کرد، خریدار فاکتور را بررسی و تأیید میکند. پس از تأیید، تأمینکننده میتواند به جای انتظار تا سررسید، فاکتور تأییدشده خود را با نرخ تنزیل مشخص به مؤسسه مالی واگذار کند و وجه خود را زودتر دریافت کند.
در مقابل، خریدار در تاریخ سررسید فاکتور، مبلغ را به مؤسسه مالی پرداخت میکند.
بنابراین، یک فاصله زمانی که قبلاً برای تأمینکننده ایجاد مشکل نقدینگی میکرد، به یک فرصت تأمین مالی تبدیل میشود.
جریان ساده SCF
سفارش - تحویل کالا/خدمت - صدور فاکتور - تأیید خریدار - تأمین مالی تأمینکننده - پرداخت در سررسید توسط خریدار
مزیت مهم این مدل این است که هزینه تأمین مالی میتواند بر مبنای اعتبار خریدار تعیین شود، نه صرفاً اعتبار تأمینکننده. بنابراین تأمینکنندهای که بهتنهایی ممکن است با نرخ بالایی تأمین مالی شود، میتواند از شرایط اعتباری بهتر خریدار بهرهمند شود.
چرا شرکتها به SCF روی میآورند؟
بر اساس چارچوب ارائهشده در گزارش، SCF صرفاً یک ابزار تأمین مالی نیست؛ بلکه میتواند بخشی از برنامه جامع بهینهسازی سرمایه در گردش باشد.
مهمترین اهداف آن عبارتاند از:
- بهینهسازی سرمایه در گردش
- پاسخ به نیاز نقدینگی تأمینکنندگان
- بهبود روابط با تأمینکنندگان
- افزایش ثبات زنجیره تأمین
- کاهش هزینهها
- ایجاد درآمدهای جدید
- بهبود EBIT
- استفاده مؤثرتر از نقدینگی مازاد
- بهینهسازی ساختار تأمین مالی شرکت
در واقع، SCF تلاش میکند منافع مالی موجود در کل زنجیره را به جای یک بازی حاصلجمع صفر، به منافع مشترک میان خریدار، تأمینکننده و بانک تبدیل کند.
مزایای SCF برای خریدار
یکی از مهمترین مزایای SCF برای خریدار، امکان افزایش دوره پرداخت به تأمینکنندگان بدون الزام به افزایش قیمت خرید است.
شرکت خریدار میتواند به جای اینکه تأمینکننده را مجبور کند برای مدت طولانیتری منتظر دریافت پول بماند، از یک مؤسسه مالی کمک بگیرد تا تأمینکننده زودتر به وجه خود دسترسی پیدا کند.
در نتیجه:
۱. بهبود سرمایه در گردش
خریدار میتواند زمان بیشتری برای پرداخت داشته باشد و در نتیجه، سرمایه کمتری در چرخه عملیاتی خود درگیر شود.
۲. بهبود وضعیت نقدینگی
با مدیریت بهتر زمان پرداخت، جریان نقدی شرکت به شکل مؤثرتری مدیریت میشود.
۳. بهبود ساختار ترازنامه
در ارائه PwC، تأمین مالی خارج از ترازنامه و بهبود عمومی ترازنامه نیز بهعنوان یکی از مزایای بالقوه SCF مطرح شده است. البته نحوه انعکاس حسابداری چنین ساختاری به شرایط و استانداردهای حسابداری مربوطه وابسته است و نمیتوان این ویژگی را به همه برنامههای SCF تعمیم داد.
۴. بهبود فرآیند خرید تا پرداخت
SCF معمولاً شرکت را به سمت فرآیندهای منظمتر در حوزههای:
- ثبت فاکتور
- تأیید فاکتور
- صدور فاکتور الکترونیکی
- خرید
- پرداخت
هدایت میکند.
بنابراین SCF را میتوان علاوه بر یک محصول مالی، یک پروژه تحول در فرآیندهای مالی و خرید سازمان نیز دانست.
مزایای SCF برای تأمینکننده
برای تأمینکننده، مهمترین مسئله معمولاً دسترسی سریعتر به نقدینگی است.
فرض کنیم یک تأمینکننده کالایی را امروز تحویل داده و فاکتور او ۹۰ روزه است. اگر برای ادامه فعالیت خود به پول نیاز داشته باشد، دو انتخاب دارد:
گزینه اول: تا ۹۰ روز منتظر بماند.
گزینه دوم: فاکتور تأییدشده را با تخفیف به مؤسسه مالی واگذار کند و همین امروز پول خود را دریافت کند.
در SCF، گزینه دوم با اتکا به اعتبار خریدار امکانپذیر میشود.
در نتیجه تأمینکننده میتواند:
- سریعتر به نقدینگی برسد؛
- هزینه تأمین مالی پایینتری نسبت به منابع معمول خود داشته باشد؛
- از تخفیف تسویه زودهنگام بهرهمند شود؛
- چرخه تبدیل وجه نقد خود را کوتاه کند؛
- رابطه خود را با خریدار تقویت کند.
Reverse Factoring؛ یکی از مهمترین مدلهای SCF
یکی از مدلهای شناختهشده در SCF، Reverse Factoring است.
در فکتورینگ سنتی، معمولاً تمرکز روی تأمین مالی مطالبات فروشنده است. اما در Reverse Factoring، نقطه شروع، فاکتور تأییدشده توسط خریدار است.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد،زیرا بانک به جای اینکه صرفاً اعتبار یک تأمینکننده کوچک را ارزیابی کند، میتواند به اعتبار شرکت خریدار بزرگتر تکیه کند.
به همین دلیل، یک شرکت بزرگ میتواند عملاً امکان دسترسی تعداد زیادی از تأمینکنندگان خود را به منابع مالی ارزانتر فراهم کند.
این موضوع بهخصوص در زنجیرههایی با تعداد زیاد تأمینکننده، اهمیت استراتژیک پیدا میکند.
SCF چگونه اجرا میشود؟
برای اجرای موفق SCF، وجود یک پلتفرم فناوری و یک تأمینکننده مالی اهمیت دارد.
پلتفرم میتواند فرآیندهای زیر را مدیریت کند:
ثبت فاکتور - تأیید خریدار - اعلام فاکتورهای واجد شرایط - درخواست تأمین مالی - پرداخت به تأمینکننده - تسویه در سررسید
در این میان، فناوری نقش مهمی دارد؛ زیرا هرچه تعداد تأمینکنندگان و تعداد تراکنشها بیشتر شود، مدیریت دستی فرآیند تقریباً غیرممکن خواهد بود.
به همین دلیل، اتصال SCF به سیستمهای ERP، حسابهای پرداختنی و سیستمهای خرید سازمان اهمیت زیادی دارد.
SCF بدون تحول در فرآیند P2P موفق نمیشود
یکی از نکات مهم گزارش PwC این است که SCF نباید بهعنوان پروژهای مستقل از فرآیند Procure-to-Pay (P2P) اجرا شود.
P2P از مرحله ایجاد سفارش خرید آغاز میشود و تا پرداخت به تأمینکننده ادامه پیدا میکند.
بنابراین اگر سازمان هنوز با مشکلاتی مانند:
- تأخیر در ثبت فاکتور
- اختلاف میان سفارش و فاکتور
- تأخیر در تأیید
- فرآیندهای دستی
- نبود فاکتور الکترونیکی
- عدم هماهنگی شرایط پرداخت
مواجه باشد، اجرای SCF بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
اتفاقاً SCF میتواند فرصتی برای بازطراحی کل فرآیند خرید تا پرداخت باشد.
نقش بانک در SCF چیست؟
از منظر بانک، SCF میتواند بسیار فراتر از یک تسهیلات سنتی باشد.
بانک در این مدل میتواند به جای تأمین مالی یک شرکت، وارد اکوسیستم زنجیره تأمین یک شرکت بزرگ شود.
برای مثال، فرض کنیم یک تولیدکننده بزرگ لوازم خانگی با ۵۰۰ تأمینکننده کار میکند.
بانک میتواند با شرکت اصلی قرارداد SCF منعقد کند و سپس تأمین مالی فاکتورهای تأییدشده صدها تأمینکننده آن شرکت را انجام دهد.
در چنین مدلی، بانک یک مشتری بزرگ دارد، اما از طریق آن به مجموعهای از مشتریان و تراکنشهای جدید دسترسی پیدا میکند.
بنابراین SCF میتواند برای بانکها یک ابزار مهم برای:افزایش درآمد کارمزدی + توسعه مشتریان شرکتی + تأمین مالی زنجیرهای + افزایش تراکنشهاباشد.
گزارش PwC نیز نمونهای از یک بانک بزرگ در عربستان سعودی را مطرح میکند که با توسعه محصول Supplier Financing یا Reverse Factoring، حدود ۱۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده و انتظار داشته در پنج سال نخست بیش از ۸۰۰ تأمینکننده وارد برنامه شوند.
SCF فقط برای شرکتهای بزرگ نیست
یکی از نکات مهم در طراحی این مدل، توجه به تأمینکنندگان کوچک است.
شرکتهای کوچک معمولاً نسبت به خریداران بزرگ، قدرت چانهزنی و اعتبار کمتری دارند و همین موضوع باعث میشود هزینه تأمین مالی آنها بالاتر باشد.SCF میتواند این عدم تقارن را کاهش دهد.
به بیان ساده:
شرکت کوچک از اعتبار شرکت بزرگ استفاده میکند تا با هزینه پایینتری تأمین مالی شود.
در نتیجه، یک برنامه SCF خوب نهتنها به خریدار بزرگ کمک میکند، بلکه میتواند سلامت مالی تأمینکنندگان کوچک را نیز تقویت کند.
گزارش نیز بر ضرورت توجه به کسبوکارهای کوچک در طراحی شرایط پرداخت تأکید دارد.
نمونههای عملی از اثرگذاری SCF
تجربههای ارائهشده در گزارش، نشان میدهد که اثر SCF میتواند قابل توجه باشد.
در یک نمونه در صنعت خودرو، یک تأمینکننده ردهاول توانسته در مدت شش ماه بیش از ۲۰۰ میلیون دلار بهبود در سرمایه در گردش ایجاد کند و زمان تأیید فاکتور را نیز هفت روز کاهش دهد.
در نمونه دیگری، یک شرکت FMCG در بریتانیا توانسته منافع نقدی معادل ۱ تا ۳ درصد هزینههای مشمول برنامه ایجاد کند و حدود ۳۰ روز به دوره اعتبار تأمینکنندگان اضافه کند.
این اعداد البته نمونههای موردی هستند و نباید بدون تحلیل شرایط هر شرکت بهعنوان نتیجه قطعی یک برنامه SCF در نظر گرفته شوند.
الزامات موفقیت SCF
اجرای موفق SCF نیازمند همکاری چند واحد سازمانی است.
همچنین باید مشخص شود:
- چه تأمینکنندگانی وارد برنامه شوند؟
- چه فاکتورهایی واجد شرایط تأمین مالی هستند؟
- شرایط پرداخت چگونه باشد؟
- نرخ تنزیل چگونه تعیین شود؟
- هزینه تأمین مالی را چه کسی پرداخت کند؟
- بانک چگونه ریسک را ارزیابی کند؟
- پلتفرم چگونه به ERP متصل شود؟
- KPIهای برنامه چه باشند؟
گزارش بر اهمیت انتخاب شریک مالی و فناوری، مدیریت ذینفعان، مدیریت سبد مطالبات تأمینکنندگان و طراحی ساختار نقدینگی تأکید میکند.
از کجا باید شروع کرد؟
برای سازمانی که قصد راهاندازی SCF دارد، میتوان یک مسیر پنجمرحلهای در نظر گرفت:
مرحله اول: ارزیابی فرصت
ابتدا باید حجم خرید، تعداد تأمینکنندگان، شرایط پرداخت، متوسط دوره وصول و پرداخت و ساختار سرمایه در گردش بررسی شود.
مرحله دوم: طراحی Business Case
باید مشخص شود اجرای SCF چه میزان:
- نقدینگی آزاد میکند؛
- هزینه مالی را کاهش میدهد؛
- EBIT را بهبود میدهد؛
- درآمد برای بانک ایجاد میکند؛
- و چه تعداد تأمینکننده را پوشش میدهد.
مرحله سوم: انتخاب مدل
سازمان باید درباره مدل پلتفرم، بانک تأمینکننده مالی و نحوه مشارکت تأمینکنندگان تصمیم بگیرد.
مرحله چهارم: اجرای پایلوت
بهتر است ابتدا برنامه با گروهی از تأمینکنندگان کلیدی اجرا شود و سپس به کل زنجیره گسترش پیدا کند.
مرحله پنجم: مقیاسپذیری و بهبود مستمر
پس از اجرای اولیه، KPIها باید به صورت دورهای بررسی و برنامه توسعه داده شود.
PwC نیز همین منطق را در قالب مفهومسازی برنامه، تدوین Business Case، انتخاب شرکای مالی و فناوری، پیادهسازی و بازبینی دورهای مطرح میکند.
جمعبندی؛ SCF یک محصول مالی نیست، یک مدل اکوسیستمی است
مهمترین نکته درباره Supply Chain Finance این است که نباید آن را صرفاً یک تسهیلات بانکی جدید تلقی کرد.
SCF در نقطه تلاقی بانکداری، فناوری، زنجیره تأمین، سرمایه در گردش و مدیریت ارتباط با تأمینکنندگان قرار دارد.
شرکت خریدار میتواند دوره پرداخت خود را مدیریت کند؛ تأمینکننده میتواند سریعتر به نقدینگی برسد؛ و بانک میتواند با اتکا به اعتبار خریدار، مجموعه بزرگی از تراکنشهای تأمین مالی را ایجاد کند.
به همین دلیل، آینده SCF بیش از آنکه صرفاً به افزایش حجم تسهیلات وابسته باشد، به دیجیتالیشدن فرآیند P2P، اتصال ERPها، فاکتور الکترونیکی، پلتفرمهای تأمین مالی و استفاده از دادههای زنجیره تأمین وابسته است.
در نهایت، ارزش واقعی SCF زمانی ایجاد میشود که سازمان بتواند از یک رابطه سنتی سهجانبه میان خریدار، فروشنده و بانک عبور کند و یک اکوسیستم مالی یکپارچه در زنجیره تأمین بسازد. این همان نقطهای است که تأمین مالی از یک ابزار پشتیبان عملیات، به یک ابزار استراتژیک برای خلق ارزش تبدیل میشود.