روابط عمومی: 88201932 داخلی 205
  • زبان فارسی فارسی انتخاب زبان
  • زبان فارسی فارسی

رقابت‌پذیری شهری در دهه‌ی تحول: چه شهرهایی اقتصاد آینده را می‌سازند؟

یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
رقابت‌پذیری شهری در دهه‌ی تحول: چه شهرهایی اقتصاد آینده را می‌سازند؟

 علیرضا امیدوند


رقابت‌پذیری شهری در آستانه دهه‌ای سرنوشت‌ساز، به مفهومی کلیدی برای فهم تحولات اقتصاد جهانی بدل شده است. دیگر نمی‌توان این مفهوم را تنها موضوعی آکادمیک دانست؛ بلکه رقابت‌پذیری شهری امروز متغیری تعیین‌کننده است که مشخص می‌کند کدام شهرها در معادلات اقتصادی دهه‌ی آینده نقش‌آفرینی خواهند کرد و کدام یک به حاشیه رانده می‌شوند. در شرایطی که موج‌های هم‌زمان تحول فناوری، جابه‌جایی جغرافیای سرمایه‌گذاری بین‌المللی و تشدید گسست‌های ژئوپلیتیکی بر بدنه‌ی شهرها فشار وارد می‌کنند، شاخص رقابت‌پذیری شهرهای جنوب جهانی (GS-CCI ۲۰۲۵/۲۰۲۶) که موسسه سوپرسیمتری (SSI) آن را منتشر کرده، تصویری جامع و داده‌محور از وضعیت ۴۸ شهر مهم جهان ترسیم می‌کند.

این گزارش با بهره‌گیری از ۲۵ میلیون نقطه داده و ۲۵۷ شاخص سازمان‌یافته در قالب ۱۰ رکن اصلی، عملکرد شهرها را در سه محور بنیادین «اقتصاد و محیط توانمندساز»، «زیرساخت‌ها و نظام‌های شهری» و «سرمایه انسانی و کیفیت زندگی» ارزیابی می‌کند. اهمیت این شاخص از آن‌جاست که برخلاف بسیاری از رتبه‌بندی‌های مرسوم که بر نتایج نهایی تمرکز دارند، ظرفیت بنیادین و نهادی شهرها برای اقدام موثر را نیز می‌سنجد؛ ظرفیتی که هسته‌ی اصلی رقابت‌پذیری پایدار در اقتصادِ آینده به شمار می‌رود.

مهم‌ترین پیام گزارش آن است که شکافِ تاریخی میان شهرهای شمال و جنوب جهانی در بالاترین سطح رقابت‌پذیری شهری رو به زوال گذاشته است. سنگاپور، دبی و پکن اکنون در میان پنج شهر نخست جهان قرار دارند و دیگر در مقامِ دنباله‌رو نیستند، بلکه معیارهای تازه‌ای برای رهبری اقتصادی تعریف می‌کنند. در ادامه‌ی این مقاله، به واکاوی ابعاد مختلف این شاخص، نقش حکمرانی، الگوهای منطقه‌ای، اهرم همکاری بین‌المللی و پیامدهای سیاستی آن برای شهرهای در حال توسعه می‌پردازیم.

شهر به مثابه‌ی واحد اصلی رقابت اقتصادی: تحولی پارادایمی

در ادبیات اقتصاد شهری و سیاست‌گذاری عمومی، مفهوم رقابت‌پذیری شهری از اوایل دهه ۱۹۹۰ وارد گفتمان علمی شد و طی سه دهه‌ی گذشته تحولات بنیادینی را تجربه کرده است. بررسی نظام‌مند سی‌ساله این حوزه نشان می‌دهد که تعریف رقابت‌پذیری شهری از سنجه‌های ساده‌ای مانند تولید ناخالص داخلی سرانه یا نرخ اشتغال، به مفهومی چندبُعدی و پیچیده‌تر تکامل یافته است. رقابت‌پذیری شهری امروز ناظر بر توانایی ساختاری و پایدار یک شهر برای خلق ارزش اقتصادی، جذب و نگهداشت عوامل تولید و تامین رفاه بلندمدت شهروندان در مواجهه با تحولات محیطی است.

آن‌چه دهه‌ی پیش رو را از ادوار گذشته متمایز می‌سازد، شتاب بی‌سابقه و هم‌زمانی چندین روند دگرگون‌کننده است. انقلاب دیجیتال و هوش مصنوعی، بازپیکربندی زنجیره‌های ارزش جهانی، تغییر الگوهای تقاضا و مصرف، و تنش‌های ژئواکونومیک فزاینده، همگی در حال بازتعریف بنیادین شیوه‌ی خلق ارزش، مسیرهای جریان سرمایه و معیارهای موفقیت شهرها هستند. در این محیط پرتلاطم، شهرهایی که بتوانند فناوری، حکمرانی کارآمد و سرمایه انسانی توانمند را به‌صورت یک‌پارچه و هماهنگ در کنار یک‌دیگر به‌کار گیرند، از مزیت ساختاری پایداری برخوردار خواهند بود.

دکتر بسمه البحیران، مدیر مرکز انقلاب صنعتی چهارم عربستان سعودی، در همین راستا تاکید می‌کند: «شهرها دیگر نمی‌توانند فناوری را تنها یک آزمایش یا پروژه‌ای جانبی ببینند. فناوری اکنون بخشی اساسی از نحوه‌ی رقابت، رشد و ارایه‌ی خدمات شهری شده است. شهرهایی که بتوانند فناوری را با حکمرانی کارآمد و نهادهای توانمند تلفیق کنند، اقتصاد آینده را شکل خواهند داد.»

گزارش رقابت‌پذیری پایدار شهرها در سطح جهانی که برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل متحد در سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰ منتشر کرده، بر همین نکته صحه می‌گذارد: رقابت‌پذیری واقعی شهرها زمانی معنادار است که در پیوند با پایداری اجتماعی، محیط‌زیستی و نهادی ارزیابی شود و نه به صورت مجزا و تک‌بُعدی.

معماری شاخص: رقابت‌پذیری شهری چه‌گونه سنجیده می‌شود؟

شاخص GS-CCI ۲۰۲۵/۲۰۲۶ با طراحی یک چارچوب چندلایه‌ی هوشِ شهری، شهرها را در پنج سطح رقابت‌پذیری طبقه‌بندی می‌کند: پیشرو، پیشرفته، در حال توسعه، نوظهور و نوپا. معیار این طبقه‌بندی، عملکرد شهرها در پنج خوشه‌ی اقتصادی مکمل است: قدرت خوشه‌های اقتصادی، پویایی فضای کسب‌وکار، ظرفیت نوآوری، آمادگی برای جذب سرمایه‌گذاری و درجه‌ی اتصال به شبکه‌های اقتصاد جهانی.

شهرهای سطح «پیشرو» از هماهنگی بالایی در تمامی این خوشه‌ها بهره‌مندند. این هماهنگی محصول تصادف یا اقبال نیست؛ بلکه نتیجه‌ی دهه‌ها سرمایه‌گذاری سنجیده در نهادسازی، توسعه‌ی سرمایه انسانی و ایجاد محیط کسب‌وکاری شفاف، پیش‌بینی‌پذیر و رقابتی است. ویژگی اصلی این شهرها آن است که توانسته‌اند مقیاس فعالیت اقتصادی خود را به بهره‌وری بالا، تاب‌آوری ساختاری و مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنند.

در سوی دیگر طیف، شهرهای سطوح پایین‌تر با چالشی بنیادین مواجه‌اند: فاصله‌ی میان داشتن منابع و توانایی تبدیل آن منابع به نتایج ملموس. برخی از این شهرها از ثروت طبیعی یا نیروی کار جوان برخوردارند اما فاقد حکمرانیِ کارآمد هستند؛ برخی دیگر از پتانسیل فناوری بالایی بهره می‌برند اما زیرساخت نهادی لازم برای بهره‌برداری از آن را ندارند. این شکاف میان ظرفیت بالقوه و عملکرد واقعی، دقیقا همان نقطه‌ای است که شاخص GS-CCI بر آن متمرکز شده و سعی دارد آن را قابل اندازه‌گیری و مقایسه کند.

الگوهای منطقه‌ای: جغرافیاهای متفاوت رقابت‌پذیری

یکی از ارزشمندترین ابعاد شاخص GS-CCI، آشکارسازی تفاوت‌های عمیق منطقه‌ای و حتا درون‌منطقه‌ای در رقابت‌پذیری شهری است. این تفاوت‌ها به وضوح نشان می‌دهند که مسیر دست‌یابی به رقابت‌پذیری، مسیری واحد و خطی نیست و هر منطقه بسته به بافت اقتصادی، نهادی و فرهنگی خود، مسیر متمایزی را طی می‌کند.

شرق آسیا با کسب بالاترین میانگین امتیاز (۵۹.۹) در صدر این ارزیابی جای گرفته است. رمز این برتری در همبستگی میان سه عامل نهفته است: مقیاس عظیم اقتصادی، زیست‌بوم‌های نوآوری بالغ و زیرساخت‌های شهری پیشرفته. پکن به ویژه در رکن توسعه‌ی فناوری و نوآوری چنان عملکردی از خود نشان داده که امتیازش با قطب فناوری سیلیکون‌ولی قابل مقایسه است؛ دستاوردی که ریشه در دهه‌ها سرمایه‌گذاری هدفمند دولتی در پژوهش، آموزش عالی و توسعه‌ی فناوری دارد.

غرب آسیا و شمال آفریقا با میانگین امتیاز ۵۰.۱ روایتی الهام‌بخش ارایه می‌دهد. دبی با قرار گرفتن در سطح «پیشرو» و کسب بالاترین امتیاز جهانی در رکن استعداد و کیفیت زندگی، مصداق عینی آن است که سرمایه‌گذاری هدفمند و راهبرد روشن می‌تواند شهری را در بازه‌ی زمانی به نسبت کوتاه به استانداردهای جهانی برساند. ابوظبی و ریاض نیز با تکیه بر سرمایه‌گذاری‌های حاکمیتی و دستورکارهای اصلاحی مشخص، جایگاه خود را در سطوح «پیشرفته» و «پیشرو» تثبیت کرده‌اند.

جنوب آسیا و جنوب شرق آسیا با میانگین‌های امتیازی ۴۸.۱ و ۴۶.۷، داستانی از تضاد درون‌منطقه‌ای را بازگو می‌کنند. بنگلور با تبدیل شدن به یکی از قطب‌های جهانی فناوری‌های عمیق (Deep Tech) در سطح «پیشرفته» قرار گرفته است، در حالی که شمار قابل توجهی از شهرهای همسایه در همان منطقه هنوز با کمبودهای زیرساختی بنیادین دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این واقعیت پیام مهمی در بر دارد: مزیت ملی به طور خودکار به رقابت‌پذیری شهری ترجمه نمی‌شود و عوامل محلی، به ویژه کیفیت حکمرانی شهری، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کنند.

آمریکای لاتین، آفریقای جنوب صحرا و اوراسیا با میانگین‌هایی در بازه ۴۰ تا ۴۳ امتیاز، پایین‌ترین عملکرد را ثبت کرده‌اند. با این حال، نمونه‌هایی مانند خوشه‌ی خلاق پویای کیپ‌تاون در آفریقای جنوبی و ثبات نسبی اقتصادی و نهادی سانتیاگو در شیلی گواهی بر این واقعیت است که حتا در مناطق با چالش‌های ساختاری عمیق، مسیر دستیابی به رهبری منطقه‌ای هم‌چنان باز و قابل تصور است.

آمریکای شمالی با میانگین امتیاز ۶۴ هم‌چنان به عنوان معیار مرجع رقابت‌پذیری شهری جهان شناخته می‌شود. نیویورک و تورنتو، هر دو در سطح «پیشرو» قرار دارند و بنیان‌های اقتصادی مستحکم، بلوغ نهادی و کیفیت بالای زیرساختی آن‌ها، نقطه‌ی مبنای مقایسه‌ای برای سایر شهرهای جهان باقی مانده است.

فروپاشی دوگانه‌ی شمال-جنوب: تحولی ساختاری یا پدیده‌ای موقتی؟

شاید جسورانه‌ترین یافته گزارش GS-CCI آن باشد که دوگانه‌ی تاریخی شمال-جنوب جهانی در عالی‌ترین سطح رقابت‌پذیری شهری در عمل در حال فروپاشی است. حضور سنگاپور در رتبه‌ی نخست، دبی در جایگاه چهارم و پکن در رتبه پنجم جهانی، این ادعا را با شواهد کمّی پشتیبانی می‌کند.

الکسی پرازدنیخ، مدیر پروژه‌ی شاخص GS-CCI، در تحلیل این روند تصریح می‌کند: «شهرهای جنوب جهانی دیگر صرفا در تلاش برای جبران فاصله با شهرهای شمال نیستند؛ بلکه خود در حال بازطراحی جغرافیای رقابت‌پذیری جهانی هستند. موقعیت جغرافیایی هنوز اهمیت دارد، اما آن‌چه بیش از هر عامل دیگری تعیین‌کننده‌ی پیشرفت یا عقب‌ماندگی یک شهر است، کیفیت حکمرانی آن است.»

پژوهش‌های معتبر در حوزه‌ی حکمرانی شهری در عصر جهانی‌شدن نیز این تحلیل را تایید می‌کنند. در اقتصاد جهانی‌شده‌ی معاصر، موفقیت شهری دیگر تابع ثروت ملی یا موقعیت جغرافیایی به تنهایی نیست، بلکه به توانایی حکمرانی محلی در جذب، نگهداشت و بهره‌برداری بهینه از عوامل تولید سیار بستگی دارد. راهنمای شهرهای جنوب جهانی نیز بر این واقعیت تاکید می‌ورزد که بسیاری از شهرهای جنوب جهانی به‌جای پیروی کورکورانه از الگوهای توسعه غربی، مسیرهای بومی و خلاقانه‌تری برای رشد پیموده‌اند.

با وجود این، باید در تفسیر این یافته‌ها محتاطانه عمل کرد. فروپاشی شکاف شمال-جنوب در صدر جدول به معنای رفع نابرابری‌های ساختاری در سطوح پایین‌تر نیست. فاصله‌ی میان شهرهای سطح «پیشرو» و «نوپا» هم‌چنان عمیق است و بسیاری از شهرهای جنوب جهانی هنوز با موانع بنیادین در حکمرانی، زیرساخت و محیط کسب‌وکار مواجه‌اند.

همکاری بین‌المللی: از تشریفات تا ابزار عملی رقابت‌پذیری

نگاه متفاوت گزارش GS-CCI به مقوله‌ی همکاری‌های بین‌المللی، نقطه‌ی قوت دیگر آن است. این گزارش، همکاری بین‌المللی را نه یک مفهوم نمادین یا تعارف دیپلماتیک، بلکه اهرمی عملی و کاربردی برای ارتقای رقابت‌پذیری واقعی شهرها بازتعریف می‌کند.

سه نمونه‌ی مشخص از این رویکرد عملیاتی قابل ذکر است: نخست، نقش نایروبی در کریدور حمل‌ونقل منطقه‌ای LAPSSET که این شهر را در کانون جریان تجارت شرق آفریقا مستقر کرده و مزیت موقعیتی آن را به ظرفیت اقتصادی ملموس تبدیل کرده است. دوم، صنعت فیلم کیپ‌تاون که با بهره‌گیری هوشمندانه از مشارکت با شرکت‌های هوایی بین‌المللی و انعقاد توافق‌نامه‌های تولید مشترک سینمایی، جایگاه جهانی معتبری در اقتصاد خلاق به دست آورده است.

سوم و شاید آموزنده‌ترین نمونه، الگوی پارک‌های صنعتی ویتنام-سنگاپور (VSIP) است که از طریق انتقال منظم دانش مدیریت مناطق صنعتی و خدمات حرفه‌ای سرمایه‌گذاری، به شهرهای هوشی‌مین و هانوی کمک کرده تا سال‌ها از مسیر آزمون و خطا فاصله بگیرند و به طور مستقیم از تجربه‌ی اثبات‌شده بهره‌مند شوند.

آناستازیا کالینینا، از بنیان‌گذاران موسسه SSI، بر این نکته تاکید می‌ورزد که «همکاری‌های بین‌المللی اثربخش مستلزم درکی مشترک و مبتنی بر داده از نابرابری‌های جهانی است. هدف ما ایجاد توازن بیش‌تر در فرصت‌ها و فراهم کردن زمینه برای دوره‌ای تازه از همکاری‌های واقعی بین‌المللی است.»

حکمرانی آینده‌نگر: شالوده‌ی اصلی رقابت‌پذیری شهری

اگر بخواهیم محوری‌ترین درس شاخص GS-CCI ۲۰۲۵/۲۰۲۶ را در یک جمله خلاصه کنیم، آن جمله این است: حکمرانی آینده‌نگر، مهم‌ترین عامل تمایز میان شهرهایی است که صرفا برنامه دارند و شهرهایی که قادر به تحقق بخشیدن به آن برنامه‌ها هستند. این تمایز شاید ظریف به نظر برسد، اما پیامدهای بسیار عمیقی دارد.

حکمرانی اثربخش شهری در چارچوب این گزارش با چهار ویژگی بنیادین شناسایی می‌شود: اول، توانایی تدوین و پیگیری چشم‌اندازی روشن و بلندمدت؛ دوم، ظرفیت هماهنگ‌سازی کارآمد میان نهادها و سازمان‌های موازی؛ سوم، تضمین پایداری مالی برنامه‌ها فراتر از یک دوره‌ی سیاسی یا بودجه‌ای واحد؛ و چهارم، مشارکت دادن واقعی بخش خصوصی به عنوان شریک اصلی طراحی و اجرای برنامه‌ها، نه فقط در نقش پیمانکار.

دو نمونه‌ی برجسته از حکمرانی اثربخش شهری در این گزارش معرفی شده‌اند. نخست، سنگاپور با شبکه‌ای یک‌پارچه از نهادهای تخصصی که به صورت هماهنگ و مکمل فعالیت می‌کنند و توانسته‌اند ثبات، انسجام و کارایی بالایی را در مدیریت شهری تضمین کنند. دوم، دبی با نظام بودجه‌ریزی نوآورانه‌ای که دستورکار اقتصادی D33 را به طور مستقیم به تخصیص منابع مالی و شاخص‌های کلیدی عملکرد پیوند می‌دهد و بدین ترتیب، فاصله‌ی میان برنامه‌ریزی و اجرا را به حداقل ممکن رسانده است.

در سوی مقابل، یافته‌های شاخص هشداری جدی برای شهرهایی دارد که علی‌رغم برخورداری از منابع فراوان یا مزیت‌های استراتژیک، از حکمرانی پراکنده، واکنشی یا فاقد شفافیت رنج می‌برند. این شهرها حتا با وجود ظرفیت بالقوه‌ی بالا، اغلب نمی‌توانند به ظرفیت واقعی خود دست یابند. شکاف میان طراحی سیاست و اجرای موثر آن، یکی از ریشه‌ای‌ترین و در عین حال کم‌تر دیده‌شده‌ترین موانع رقابت‌پذیری شهری در جنوب جهانی است.

پژوهش‌های پیشین در ادبیات حکمرانی شهری نیز همین یافته را تایید می‌کنند: کیفیت نهادها و فرآیندهای حکمرانی، بسیار بیش از حجم منابع طبیعی یا موقعیت جغرافیایی، پیش‌بینی‌کننده‌ی مسیر توسعه و موفقیت بلندمدت شهرها هستند. برای شهرهای منطقه‌ی غرب آسیا و به طور خاص شهرهای ایرانی که در مراحل میانی توسعه قرار دارند، این یافته پیام سیاستی روشنی دارد: هرگونه سرمایه‌گذاری کلان در زیرساخت فیزیکی یا تلاش برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی، بدون ساختن ظرفیت نهادی لازم برای هماهنگی بین‌سازمانی، پایداری مالی و شفافیت اجرایی، محکوم به ناتمام ماندن است.

نقش قیمت مسکن و بازار ملک در رقابت‌پذیری شهری

یکی از ابعادی که گاه در بحث رقابت‌پذیری شهری نادیده گرفته می‌شود، نقش بازار مسکن و قیمت ملک در شکل‌دهی به جذابیت شهری است. پژوهش‌های مرتبط نشان داده‌اند که قیمت مسکن، هم بازتاب‌دهنده‌ی وضعیت رقابت‌پذیری یک شهر و هم عامل اثرگذار بر آن است. شهرهایی که هزینه‌ی مسکن در آن‌ها به‌شکل نامتناسبی بالاست، با چالش جذب و نگهداشت نیروی کار ماهر و جوان مواجه می‌شوند؛ برعکس، شهرهایی که بتوانند تعادل معقولی میان کیفیت زندگی و هزینه‌ی مسکن برقرار کنند؛ در جذب استعداد، مزیت رقابتی خواهند داشت. این بُعد، لایه‌ای مهم از رقابت‌پذیری شهری را آشکار می‌سازد که سیاست‌گذاران شهری باید در طراحی برنامه‌های توسعه‌ای خود به آن توجه کنند.

جمع‌بندی: شهرها در تقاطع انتخاب

شاخص GS-CCI ۲۰۲۵/۲۰۲۶ فراتر از یک ابزار رتبه‌بندی ساده است؛ آینه‌ای تحلیلی است که نقاط قوت و محدودیت‌های ساختاری هر شهر را در برابر خودش و رقبایش آشکار می‌سازد. پیام بنیادین این گزارش روشن و صریح است: رقابت‌پذیری شهری دیگر امتیاز انحصاری شهرهای ثروتمند شمال جهانی نیست، اما به‌خودی‌خود و بدون تلاش هدفمند نیز نصیب هیچ شهری نمی‌شود.

آن‌چه تفاوت میان شهرهای موفق و ناموفق را رقم می‌زند، سه عامل به‌هم‌پیوسته است: اراده سیاسی برای ساختن نهادهای کارآمد و پاسخگو، سرمایه‌گذاری مستمر و بلندمدت در سرمایه‌ی انسانی، و تعهد بی‌بازگشت به حکمرانی شفاف، یک‌پارچه و آینده‌نگر.

دهه‌ی پیش رو، دهه‌ی رقابت بی‌امان میان شهرها خواهد بود؛ نه فقط رقابت برای جذب سرمایه‌گذاری مالی، بلکه رقابت برای جذب و نگه‌داشت استعداد، تولید و انباشت دانش و تبدیل شدن به گره‌های محوری در شبکه‌های پیچیده‌ی اقتصاد جهانی. شهرهایی که درک عمیقی از الزامات رقابت‌پذیری شهری داشته باشند و همین امروز سرمایه‌گذاری‌های ساختاری لازم را آغاز کنند، در موقعیت به مراتب بهتری برای برداشت میوه‌ی این رقابت در آینده‌ای نه‌چندان دور قرار خواهند گرفت. تاخیر در این مسیر، هزینه‌ای سنگین و گاه جبران‌ناپذیر خواهد داشت.

پرسش‌های متداول رقابت‌پذیری شهری

رقابت‌پذیری شهری دقیقا به چه معناست؟
رقابت‌پذیری شهری به ظرفیت پایدار یک شهر برای خلق ارزش اقتصادی، جذب و نگهداشت سرمایه، نیروی کار ماهر و عوامل تولید، و تامین رفاه بلندمدت شهروندان در برابر تحولات محیطی و جهانی اشاره دارد. این مفهوم، فراتر از سنجه‌های ساده‌ای مانند تولید ناخالص داخلی، ابعاد نهادی، اجتماعی و زیرساختی را نیز در بر می‌گیرد.

شاخص GS-CCI چیست و چه‌گونه عمل می‌کند؟
شاخص رقابت‌پذیری شهرهای جنوب جهانی (GS-CCI ۲۰۲۵/۲۰۲۶) ابزاری تحلیلی و مقایسه‌ای است که توسط موسسه سوپرسیمتری طراحی شده و ۴۸ شهر جهان را بر اساس ۲۵۷ شاخص، ۱۰ رکن و ۵ خوشه اقتصادی ارزیابی می‌کند. این شاخص هم نتایج عملکردی و هم ظرفیت بنیادین شهرها برای اقدام موثر را می‌سنجد.

تفاوت شهرهای «پیشرو» و «نوپا» در چیست؟
شهرهای «پیشرو» از هماهنگی بالا در تمامی خوشه‌های اقتصادی، حکمرانی کارآمد و زیرساخت‌های بالغ برخوردارند و توانسته‌اند ظرفیت بالقوه را به عملکرد واقعی تبدیل کنند. شهرهای «نوپا» با موانع ساختاری عمیق در حکمرانی، محیط کسب‌وکار و زیرساخت مواجه‌اند که مانع تحقق پتانسیل‌هایشان می‌شود.

آیا شهرهای جنوب جهانی واقعا با شهرهای شمال رقابت می‌کنند؟
بله. شاخص GS-CCI نشان می‌دهد که شکاف سنتی شمال-جنوب در بالاترین سطح رقابت‌پذیری در حال زوال است. سنگاپور (رتبه اول)، دبی (چهارم) و پکن (پنجم) در میان پنج شهر برتر جهان قرار دارند. البته این تغییر فعلا در صدر جدول مشاهده می‌شود و نابرابری‌ها در سطوح پایین‌تر هم‌چنان عمیق است.

چرا حکمرانی مهم‌ترین عامل رقابت‌پذیری شناخته شده است؟
زیرا حکمرانی کارآمد، ظرفیت تبدیل منابع و ظرفیت‌ها به نتایج ملموس را فراهم می‌کند. تجربه نشان داده شهرهایی با منابع فراوان اما حکمرانی ضعیف، عملکردی پایین‌تر از شهرهایی با منابع محدودتر اما حکمرانی قوی‌تر داشته‌اند. شکاف میان برنامه‌ریزی و اجرا، ریشه‌ای‌ترین مانع رقابت‌پذیری در بسیاری از شهرهای جنوب جهانی است.

شهرهای ایرانی از نظر رقابت‌پذیری شهری در چه وضعیتی هستند؟
شاخص GS-CCI شهرهای ایران را به شکل مستقیم ارزیابی نکرده است. اما بر اساس معیارهای این شاخص، اولویت‌های اصلی برای ارتقای رقابت‌پذیری شهرهای ایرانی شامل بهبود حکمرانی شهری، تقویت شفافیت نهادی، توسعه‌ی زیرساخت‌های دیجیتال و ایجاد محیط کسب‌وکار قابل پیش‌بینی و رقابتی خواهد بود.

یک شهر چگونه می‌تواند رقابت‌پذیری خود را در عمل بهبود بخشد؟
مسیر بهبود رقابت‌پذیری شهری اغلب شامل این مراحل است: شناسایی دقیق و داده‌محور نقاط قوت و ضعف ساختاری، تدوین چشم‌انداز بلندمدت همراه با راهبرد اجرایی روشن، سرمایه‌گذاری هدفمند در سرمایه انسانی و نهادسازی، ایجاد مشارکت‌های بین‌المللی هدفمند و تضمین پایداری مالی برنامه‌ها فراتر از دوره‌های سیاسی.

نقش بازار مسکن در رقابت‌پذیری شهری چیست؟
بازار مسکن هم بازتاب‌دهنده‌ی وضعیت رقابت‌پذیری شهر و هم عامل اثرگذار بر آن است. قیمت نامتناسب مسکن می‌تواند مانع جذب نیروی کار ماهر و جوان شود و در بلندمدت به پویایی اقتصادی شهر آسیب بزند. سیاست‌گذاری مسکن هوشمندانه، بخش مهمی از راهبرد رقابت‌پذیری شهری محسوب می‌شود.

فهرست منابع مورد استفاده

  • Nasi, G., Choi, H., Cucciniello, M., & Christensen, R. K. (2022). A systematic literature review of city competitiveness: A 30-year assessment and future agenda for public administration. Public Management Review, 25(8), 1562–1586. https://doi.org/10.1080/14719037.2022.2029550
  • Report on Sustainable Competitiveness of Cities Worldwide(2019-2020) | UN-Habitat. (n.d.). https://unhabitat.org/global-urban-competitiveness-report-2019-2020-the-world-300-years-of-transformation-into-city
  • House prices: Changing the city world. (n.d.). SpringerLink. https://link.springer.com/book/10.1007/978-981-32-9111-9
  • Shen, J. (2004). URBAN COMPETITIVENESS AND URBAN GOVERNANCE IN THE GLOBALIZING WORLD. Asian Geographer, 23(1–2), 19–36. https://doi.org/10.1080/10225706.2004.9684110
  • Davila, J. D. (2014). The Routledge Handbook on Cities of the Global South. ResearchGate. https://www.researchgate.net/publication/331497192_The_Routledge_Handbook_on_Cities_of_the_Global_South