تاثیر هوش مصنوعی بر بازار کار
یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴
فرشید عفتی باران
تحولات شتابان فناوری در دهههای اخیر، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی، ساختار بازارهای کار را در سراسر جهان دستخوش تغییر کرده است. گزارشهای بینالمللی، از جمله مطالعات مؤسسه IDC و مککینزی، هوش مصنوعی را یکی از مهمترین نیروهای تحولآفرین اقتصاد جهانی معرفی میکنند؛ فناوریای که با خودکارسازی وظایف شناختی، افزایش بهرهوری و ایجاد نقشهای شغلی جدید، هم فرصتساز است و هم چالشبرانگیز. از آنجایی که خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن است بسیاری از نقشهایی را که قبلاً توسط کارگران انسانی انجام میشد، خودکار کند، اجرای آنها میتواند به طور بالقوه باعث اختلال قابل توجهی در بخشهای خاصی از بازار شود. انتظار میرود هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی بر بازار کار داشته باشد، زیرا ممکن است مشاغل خاصی را منسوخ کند و در عین حال مشاغل دیگری را ایجاد کند. از سوی دیگر، مرحله گذار ممکن است مشکلاتی را برای کارگرانی ایجاد کند که ممکن است برای حفظ رقابت در بازار کار به آموزش بیشتر یا ارتقاء نیاز داشته باشند. تحقیقات اخیر انجام شده توسط مککینزی (2018) با هدف مدلسازی تأثیرات بالقوه هوش مصنوعی به طور کلی بر اقتصاد جهانی انجام شده است. بینایی کامپیوتر، زبان طبیعی، دستیاران مجازی، اتوماسیون فرآیند رباتیک و یادگیری ماشینی پیشرفته، پنج دسته اصلی هوش مصنوعی هستند. طبق تحلیل آنها، هفتاد درصد از شرکتها ممکن است حداقل یک دسته از فناوری هوش مصنوعی را به کار گرفته باشند و کمتر از پنجاه درصد ممکن است هر پنج دسته را به طور کامل ادغام کرده باشند. تا سال 2030، تأثیر بالقوه هوش مصنوعی بر فعالیت اقتصادی جهانی ممکن است حدود 13 تریلیون دلار باشد. این تأثیر بالقوه نتیجه افزایش بهرهوری و سایر کانالهای مرتبط با استقرار هوش مصنوعی خواهد بود. از سوی دیگر، چالشهای متعددی میتواند سرعت پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی را کند کند. به عنوان مثال، شرکتهایی که دیرهنگام از آن استفاده میکنند، ممکن است در ایجاد قابلیتها و جذب استعدادها عقب بمانند. هوش مصنوعی همچنین احتمالاً تأثیرات متفاوتی بر شرکتها، کارمندان و کشورهای مختلف خواهد داشت که میتواند بهرهبرداری کامل از آن را دشوارتر کند. این امکان وجود دارد که تأثیرات هوش مصنوعی به صورت خطی افزایش نیابد، بلکه برای کشورها، شرکتها و کارمندان مختلف با نرخهای متفاوتی رخ دهد. در مجموع، هوش مصنوعی میتواند به طور مثبت به فعالیت اقتصادی جهانی کمک کند. با این حال، برای به حداکثر رساندن این پتانسیل، لازم است به نابرابریهای رو به رشدی که بین کشورها، شرکتها و کارگران وجود دارد، رسیدگی شود.
یکی از مهمترین مطالعاتی که تأثیر هوش مصنوعی بر اشتغال را بررسی میکند، گزارشی است که توسط وزارت آموزش و پرورش انگلستان در سال ۲۰۲۳ منتشر شده است. این گزارش که توسط واحد مهارتهای آینده در وزارت آموزش و پرورش انگلستان تهیه شده است، یکی از اولین تلاشها برای تعیین کمیت تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار بریتانیا است. این تحقیق از یک روششناسی برگرفته از یک مطالعه مستقر در ایالات متحده که توسط فلتن و همکارانش (۲۰۲۱) توسعه داده شده است، استفاده میکند و آن را برای یک زمینه بریتانیایی به کار میبرد. این رویکرد، تواناییهای مورد نیاز برای انجام نقشهای شغلی مختلف و میزان کمک به این تواناییها توسط مجموعهای از ۱۰ کاربرد رایج هوش مصنوعی را در نظر میگیرد. این روششناسی با استفاده از یک مجموعه داده جدید که مسیرهای آموزشی را به شغل مرتبط میکند، گسترش بیشتری مییابد تا بررسی کند که کدام صلاحیتها کم و بیش توسط کارگران در مشاغل تحت تأثیر هوش مصنوعی وجود دارد.
تخمین صنعت از مواجهه با هوش مصنوعی با در نظر گرفتن میانگین وزنی امتیازات مواجهه شغلی هوش مصنوعی در مشاغل درون یک صنعت انجام میشود. این میانگین امتیاز AIOE را برای هر صنعت ارائه میدهد که در شکل زیر نشان داده شده است. بخش مالی و بیمه بیشتر از هر بخش دیگری در معرض هوش مصنوعی قرار دارد. این بخش دارای تعداد زیادی نقش مالی و دفتری است که امتیاز AIOE بالایی دارند. پنج بخش دیگر نیز وجود دارند که به شدت در معرض هوش مصنوعی قرار دارند: اطلاعات و فناوری ارتباطات؛ خدمات حرفهای و علمی؛ املاک و مستغلات؛ خدمات دولتی و دفاعی؛ و آموزش. صنایعی که کمترین میزان در معرض هوش مصنوعی قرار دارند عبارتند از خدمات اقامتی و غذایی؛ کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری؛ حمل و نقل و انبارداری و ساخت و ساز. برخی از این صنایع طیف وسیعی از فعالیتها را در بر میگیرند. با توجه به اینکه شاخص مواجهه از ترکیبی از چندین شاخص محاسبه و سپس نرمالسازی میشود، دامنه این شاخص اعداد منفی و مثبت است.
نتایج بررسی تاثیر استفاده از هوش مصنوعی بر اشتغال نشان میدهد پذیرش هوش مصنوعی به طور متوسط تقریبا 15 درصد اشتغال را افزایش داده است. همچنین در صنایعی با امتیاز هوش مصنوعی بالاتر، مانند اطلاعات و فناوری ارتباطات، عمده فروشی و خرده فروشی، هوش مصنوعی به طور کلی تأثیر مثبتی بر اشتغال دارد. برعکس، صنایعی با میزان مواجهه کم با هوش مصنوعی، مانند خدمات اقامتی و غذایی، و حمل و نقل، اثرات منفی یا ناچیزی را نشان میدهند. نمودار زیر بصورت همزمان شاخص مواجهه با هوش مصنوعی و میزان ضریب تاثیرگذاری استفاده از هوش مصنوعی بر اشتغال را در صنایع منتخب نشان میدهد.
همچنین نتایج نشان میدهد پذیرش هوش مصنوعی به طور متوسط نرخ دستمزد را تقریباً 47 درصد افزایش میدهد. هوش مصنوعی به طور قابل توجهی دستمزدها را در بخشهایی که در معرض خطر بیشتری هستند، مانند مالی و بیمه و اطلاعات و ارتباطات افزایش میدهد. در مقابل، برخی از بخشهای با مواجهه کم، هیچ تغییر قابل توجهی در دستمزدها نشان نمیدهند. این یافتهها نشان میدهد که پذیرش هوش مصنوعی در درجه اول به نفع صنایعی است که به نیروی کار ماهرتری نیاز دارند، تقاضا برای متخصصان را افزایش میدهد و در نتیجه میانگین دستمزدها را بالا میبرد. نمودار زیر شاخص مواجهه با هوش مصنوعی را در کنار ضرایب دستمزد تخمینی برای صنایع منتخب نشان میدهد. همانطور که نشان داده شده است، صنایعی که امتیاز مواجهه با هوش مصنوعی بالاتری دارند، تمایل به نشان دادن اثرات دستمزدی بزرگتر و مثبتتری دارند، در حالی که در صنایعی که مواجهه با هوش مصنوعی کمتری دارند، ضرایب برآورد شده هوش مصنوعی-دستمزد اغلب از نظر بزرگی کوچکتر و در برخی موارد منفی هستند.
اثرات مثبت اشتغال نشان میدهد که پذیرش هوش مصنوعی میتواند باعث افزایش بهرهوری، گسترش بازار و نقشهای جدید یا حمایتی شود. افزایش دستمزدها نشاندهنده تقاضای رو به رشد برای مهارتهای تخصصی است و بر اهمیت توسعه نیروی کار و ارتقای مهارت در بخشهای بسیار متمرکز بر هوش مصنوعی تأکید میکند.
به طور کلی، این نتایج نقش ظریف هوش مصنوعی را در تغییر شکل ساختارهای اشتغال و دستمزد برجسته میکند و بینشهای ارزشمندی را برای سیاستگذاران، شرکتها و محققانی که به دنبال به حداکثر رساندن مزایای هوش مصنوعی و در عین حال کاهش اختلالات احتمالی بازار کار هستند، ارائه میدهد.