روابط عمومی: 88201932 داخلی 205
  • زبان فارسی فارسی انتخاب زبان
  • زبان فارسی فارسی

آینده بانکداری جهانی با «دقت» و نه «قدرت»، تعریف می‌شود؟

چهار شنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۴
آینده بانکداری جهانی با «دقت» و نه «قدرت»، تعریف می‌شود؟

 حسام مرادشمس


تحلیلی بر گزارش سالانه بانکداری جهانی مک‌کنزی (۲۰۲۵)

صنعت بانکداری در سال ۲۰۲۴ بر قله‌ای تاریخی ایستاد. بانک‌های جهان با ثبت ۱.۲ تریلیون دلار سود خالص، رکوردی را جابه‌جا کردند که پیش از این هیچ صنعتی در تاریخ اقتصاد جهانی به آن دست نیافته بود. ترازنامه‌ها مستحکم هستند، نسبت‌های سرمایه در سطوح بالا قرار دارند و نقدینگی در وضعیت مطلوبی است. اما در پسِ این ویترین درخشان، یک پارادوکس عمیق نهفته است: بازار سرمایه این موفقیت را باور ندارد.

امروز، ارزش‌گذاری بانک‌ها در بازارهای بورس، حدود ۷۰ درصد پایین‌تر از میانگین سایر صنایع است. نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B) برای کل صنعت بانکداری جهانی روی عدد ۱ درجا می‌زند، در حالی که این رقم برای سایر بخش‌ها به طور میانگین ۳ است. گزارش ۲۰۲۵ مک‌کنزی با عنوان «چرا دقت، نه قدرت، آینده بانکداری را تعریف می‌کند» به کالبدشکافی این بی‌اعتمادی می‌پردازد و استدلال می‌کند که دوران حکمرانی «اندازه» و «مقیاس» (Heft) به سر آمده و عصر جدید، عصر «دقت» (Precision) است.

در ادامه، رئوس اصلی این گزارش و نقشه راه آینده بانکداری را مرور می‌کنیم:

1- اوج پیش از فلات: چرا بازار بدبین است؟

تحلیلگران مک‌کنزی وضعیت فعلی را «اوج پیش از فلات» (The Peak Before the Plateau) می‌نامند. دلیل اصلی بدبینی بازار و پایین بودن ارزش سهام بانک‌ها، ماهیت سودآوری اخیر است. سرمایه‌گذاران معتقدند که رکوردهای سودآوری سال ۲۰۲۴ حاصل بهبود ساختاری یا نوآوری در مدل کسب‌وکار نبوده، بلکه نتیجه‌ی «بادهای موافق اقتصاد کلان»، به‌ویژه افزایش نرخ بهره در سال‌های گذشته بوده است.

چالش‌های پیش‌رو:

  • پایان دوران نرخ بهره بالا: با آغاز روند کاهشی نرخ بهره در بسیاری از اقتصادهای بزرگ، حاشیه سود خالص بانک‌ها که موتور اصلی سودآوری اخیر بوده، تحت فشار قرار خواهد گرفت.
  • مهاجرت سودها: بخش‌های جذاب و پرسود بازار به آرامی اما پیوسته توسط بازیگران غیربانکی تسخیر می‌شوند. شرکت‌های «اعتبار خصوصی»، فین‌تک‌ها و مدیران ثروت، در حال ربودن سهم بازار بانک‌ها در حوزه‌هایی هستند که نیاز به سرمایه کمتر و کارمزد بالاتر دارند.
  • هزینه‌های چسبنده: در حالی که درآمدها ممکن است با کاهش نرخ بهره افت کنند، هزینه‌های عملیاتی و سرمایه‌گذاری در فناوری همچنان بالا باقی می‌مانند که این امر منجر به انقباض حاشیه سود خواهد شد.

این گزارش هشدار می‌دهد که اگر بانک‌ها استراتژی خود را تغییر ندهند، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) در بسیاری از بازارها به زیر هزینه حقوق صاحبان سهام (Cost of Equity) سقوط خواهد کرد؛ نقطه‌ای که در آن بانک عملاً در حال نابود کردن ارزش اقتصادی است.

2- ظهور «هوش مصنوعی عامل»: از بهره‌وری تا دگرگونی

یکی از بخش‌های کلیدی گزارش ۲۰۲۵، تمرکز بر گذار از «هوش مصنوعی مولد» (Generative AI) به «هوش مصنوعی عامل» (Agentic AI) است. اگر موج اول هوش مصنوعی درباره تولید محتوا و پاسخگویی بود، موج جدید درباره «انجام کار» و «اتخاذ تصمیم» است.

تفاوت بنیادین:

هوش مصنوعی عامل، سیستم‌هایی هستند که دارای درجه‌ای از استقلال عمل بوده و می‌توانند وظایف پیچیده را مدیریت کنند، برای رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی کنند و از اشتباهات خود یاد بگیرند. مک‌کنزی این فناوری را نه یک ابزار جانبی، بلکه یک نیروی مختل‌کننده (Disruptor) تمام‌عیار می‌داند.

تأثیرات بر ساختار بانک:

  • اتوماسیون فراتر از انتظار: برآورد می‌شود که ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل وظایف فعلی در بانک‌ها می‌تواند به طور کامل توسط عامل‌های هوش مصنوعی انجام شود. این فقط شامل کارهای دفتری نیست، بلکه حوزه‌هایی مثل مدیریت ریسک، کدنویسی و حتی تعاملات پیچیده با مشتری را نیز در بر می‌گیرد.
  • کاهش هزینه‌های ساختاری: این فناوری پتانسیل آن را دارد که منحنی هزینه بانک‌ها را به طور رادیکال تغییر دهد و مدل‌های عملیاتی لاغرتر و چابک‌تری ایجاد کند.

۳. قواعد جدید تعامل: مشتری دیگر فقط «تراکنش» نمی‌خواهد

این گزارش تأکید می‌کند که رفتار مشتریان مدرن (چه خرد و چه شرکتی) تغییر کرده است و مدل‌های سنتی شعبه‌محور یا حتی اپلیکیشن‌های ساده موبایلی دیگر پاسخگو نیستند.

سه اصل جدید برای برنده شدن:

  1. همه‌کاناله بودن واقعی (True Omnichannel): مشتری انتظار دارد فرآیندی را در موبایل شروع کند، در صورت نیاز با یک مشاور انسانی (یا عامل هوش مصنوعی) صحبت کند و نهایتاً در شعبه کار را تمام کند، بدون اینکه نیاز باشد اطلاعات خود را تکرار کند. گسست میان کانال‌های دیجیتال و فیزیکی دیگر پذیرفتنی نیست.
  2. شخصی‌سازی عمیق (Hyper-personalization): بانک‌ها باید از داده‌های انبوه خود استفاده کنند تا پیشنهاداتی «دقیق» و «لحظه‌ای» به مشتری بدهند. ارسال ایمیل‌های انبوه و عمومی دیگر کارایی ندارد.
  3. نقش مشاوره‌ای: مشتریان به دنبال شریکی هستند که در تصمیم‌گیری‌های مالی به آن‌ها کمک کند، نه فقط نهادی که پولشان را نگهداری می‌کند.

۴. استراتژی آینده: جعبه ابزار «دقت» (The Precision Toolbox)

پیام مرکزی گزارش مک‌کنزی این است: دوران استراتژی‌های مبتنی بر حجم و گستردگی (Heft) به پایان رسیده است. در گذشته، بانک‌ها با بزرگ‌تر شدن، خریدن رقبا و گسترش شبکه شعب برنده می‌شدند. اما در آینده، برنده شدن در گرو «دقت» است.

مک‌کنزی چهار ستون اصلی برای این استراتژی جدید معرفی می‌کند:

الف) دقت در مشتری (Customer Precision)

به جای تلاش برای جذب همه افراد، بانک‌ها باید با استفاده از تحلیل داده، بخش‌های خاصی از مشتریان (Micro-segments) را که بیشترین ارزش را دارند شناسایی کنند و منابع خود را روی آن‌ها متمرکز کنند. این یعنی پایان دوران «یک محصول برای همه».

ب) دقت در عملیات (Operational Precision)

استفاده از فناوری برای حذف هرگونه ناکارآمدی. بانک‌ها باید فرآیندهای خود را مهندسی مجدد کنند تا با کمترین اصطکاک و هزینه انجام شوند. هوش مصنوعی عامل در اینجا نقش کلیدی بازی می‌کند.

ج) دقت در تخصیص سرمایه (Capital Precision)

تخصیص سرمایه دیگر نباید بر اساس روال‌های تاریخی یا سیاسی داخل سازمان باشد. هر دلار سرمایه باید به واحدها یا محصولاتی اختصاص یابد که بازدهی بالاتر از هزینه سرمایه دارند. بانک‌ها باید شجاعت خروج از کسب‌وکارهای کم‌بازده را داشته باشند.

د) دقت در فناوری (Tech Precision)

سرمایه‌گذاری‌های فناوری نباید کورکورانه و صرفاً برای عقب نماندن از رقبا باشد. بانک‌ها باید بودجه فناوری خود را دقیقاً در جایی خرج کنند که مزیت رقابتی ایجاد می‌کند یا گلوگاه‌های عملیاتی را رفع می‌نماید.

نتیجه‌گیری: شکاف بزرگ در راه است

گزارش ۲۰۲۵ با یک پیش‌بینی مهم به پایان می‌رسد: شکاف عملکردی میان بانک‌های برتر و بقیه صنعت عمیق‌تر خواهد شد.

در حال حاضر، تنها حدود ۱۵ درصد از بانک‌های جهان توانسته‌اند معیار «خلق ارزش» (P/B > 1 و P/E > 13) را محقق کنند. این گروه منتخب، لزوماً بزرگ‌ترین بانک‌ها نیستند، بلکه بانک‌هایی هستند که مدل‌های کسب‌وکار متمرکز، چابک و مبتنی بر فناوری دارند.

آینده متعلق به کسانی نیست که «سنگین‌ترین» ترازنامه را دارند، بلکه متعلق به کسانی است که با «دقیق‌ترین» ابزارها، نیازهای مشتری را پیش‌بینی می‌کنند و سرمایه را به بهینه‌ترین شکل به کار می‌گیرند. برای مدیران بانکی، پیام روشن است: زمان تکیه بر بادهای موافق گذشته است؛ اکنون زمان پارو زدن با دقت و هوشمندی است.