علیرضا خداکرمی: فناوری مالی ایران پیشرفت کرده، اما همگرا نشده است
سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
گفتوگوی رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، با علیرضا خداکرمی، رئیس هیئتمدیره تجارت الکترونیک پارسیان (تاپ)، درباره همگرایی فناوریهای مالی، خدمات تعبیهشده و تابآوری عملیاتی
صنعت مالی ایران در نرمافزار، داده، هوش مصنوعی و زیرساختهای تراکنشی سرمایهگذاریهای متعددی انجام داده است؛ اما آیا کنار هم قرارگرفتن این فناوریها به خلق ارزش اقتصادی پایدار منجر شده است؟
علیرضا خداکرمی، رئیس هیئتمدیره تجارت الکترونیک پارسیان (تاپ)، در گفتوگو با رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، فناوری اطلاعات را به «نخ تسبیحی» تشبیه میکند که میتواند فناوریهای مختلف را به یکدیگر متصل کند.
از نگاه او، اجزای این زنجیره در ایران وجود دارند و برخی از آنها نیز به بلوغ نسبی رسیدهاند؛ اما همگرایی لازم هنوز شکل نگرفته است. نتیجه، مجموعهای از سامانهها و توانمندیهای جزیرهای است که هرکدام بهتنهایی کار میکنند، اما در کنار یکدیگر راهکاری جامع نمیسازند.
یکی از موانع اصلی، اشتراکگذارینشدن دادههاست. بخشی از این مسئله به نگرانیهای امنیتی مربوط میشود و بخشی دیگر از نامشخصبودن مالکیت، حدود دسترسی و سازوکار اشتراکگذاری داده ناشی میشود.
ذهنیت مدیران و تصمیمهای تنظیمگر نیز در این وضعیت نقش دارند. تا زمانی که سازمانها داده و زیرساخت خود را یک دارایی محصور بدانند، امکان ساخت خدمات مشترک و ایجاد تصویری کاملتر از رفتار مشتری محدود خواهد ماند.
این مسئله در صنعت پرداخت اهمیت بیشتری دارد؛ صنعتی که حجم بزرگی از دادههای تراکنشی را تولید میکند، اما هنوز همه ظرفیت این اطلاعات برای شناخت مشتری، طراحی محصول و خلق ارزش اقتصادی به کار گرفته نشده است.
خداکرمی در عین حال با نگاه صرفاً ابزاری به فناوری موافق نیست. فناوری فقط وسیلهای برای کاهش هزینه یا جبران عقبماندگی نیست؛ بخشی از مدل کسبوکار و نحوه ارائه خدمت است. بااینحال، میتوان از آن برای جبران برخی شکافهای موجود نیز استفاده کرد.
او میان وضعیت نرمافزار و سختافزار تفاوت قائل میشود. صنعت مالی ایران در توسعه اجزای نرمافزاری توانمندیهای قابلتوجهی دارد، اما همچنان در ساخت یک راهکار جامع و یکپارچه با مشکل روبهروست.
در حوزه سختافزار نیز وابستگی به زنجیره جهانی اجتنابناپذیر است. مسئله فقط دسترسی به تجهیزات جدید نیست؛ بخشی از ظرفیتهای سختافزاری و نرمافزاری موجود نیز بهطور کامل استفاده نمیشوند.
ممکن است یک سازمان زیرساختی ایجاد کرده باشد که بخشی از ظرفیت آن خالی مانده است، درحالیکه سازمان دیگری همان زیرساخت را دوباره ایجاد میکند. این تکرار سرمایهگذاری، هزینه صنعت را افزایش میدهد و مانع استفاده بهینه از منابع میشود.
خداکرمی معتقد است پیش از سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای تازه، باید امکان تجمیع و استفاده مشترک از ظرفیتهای موجود بررسی شود. این همگرایی میتواند بخشی از عقبماندگی را بدون تحمیل هزینههای سنگین جبران کند.
جهت این همگرایی نیز باید نیاز مشتری باشد. فناوری زمانی ارزش ایجاد میکند که تجربه مشتری را بهبود دهد و خدمت را در همان زمان و محلی ارائه کند که نیاز شکل گرفته است.
خدمات مالی تعبیهشده و شخصیسازی، دو کلیدواژه اصلی این مسیرند. در مدل تعبیهشده، مشتری برای دریافت یک خدمت بانکی یا پرداختی مجبور نیست از مسیر اصلی فعالیت خود خارج شود؛ خدمت مالی در دل همان تجربه قرار میگیرد.
شخصیسازی نیز به این معناست که محصول براساس شرایط و نیاز مشخص مشتری ارائه شود، نه اینکه یک خدمت یکسان در اختیار همه قرار گیرد. تحقق این مدل به اتصال داده، سامانه و فرایند نیاز دارد.
بخش دیگری از گفتوگو به تابآوری اختصاص دارد. خداکرمی میگوید تعریف سنتی تابآوری، بازگرداندن سامانه به شرایط عادی پس از اختلال بود؛ اما امروز سازمان باید بتواند در هر وضعیت، حداقل خدمات پایه را با کیفیت قابلقبول ادامه دهد.
با این تعریف، تابآوری فقط مسئولیت تیم فنی نیست. مدیریت ارشد باید منابع، نیروی انسانی، اولویت خدمات و نحوه تصمیمگیری در بحران را هماهنگ کند. فناوری یکی از اجزای این زنجیره است، اما بهتنهایی نمیتواند تداوم خدمت را تضمین کند.
این مسئله برای تجارت الکترونیک پارسیان اهمیت ویژهای دارد. خداکرمی میگوید این شرکت روزانه حدود ۲۰ میلیون تراکنش را پردازش میکند و امکان توقف کامل سامانه برای اجرای برنامههای اصلاحی وجود ندارد.
او اصلاح زیرساخت یک شرکت پرداخت فعال را به «جراحی قلب باز» تشبیه میکند؛ سامانه باید همزمان به فعالیت ادامه دهد و تغییرات نیز بدون ایجاد اختلال جدی اجرا شوند.
از نگاه خداکرمی، همه برنامههای اصلاحی شرکت به نتیجه یکسان نرسیدهاند. برخی اقدامات مطابق برنامه پیش رفتهاند، برخی از اهداف عقب ماندهاند و بخشی از مسیر همچنان ادامه دارد. این ارزیابی، تصویری واقعبینانهتر از تحول در یک زیرساخت بزرگ و فعال ارائه میدهد.
این گفتوگو نشان میدهد مسئله صنعت مالی ایران کمبود مطلق فناوری نیست. توانمندیها، دادهها و زیرساختهای متعددی وجود دارند، اما پراکندگی و نبود همگرایی مانع تبدیلشدن آنها به ارزش پایدار شده است.
جهش بعدی این صنعت ممکن است نه از ساخت سامانههای بیشتر، بلکه از اتصال ظرفیتهای موجود، تعریف قواعد روشن داده و طراحی خدماتی آغاز شود که در دل نیاز واقعی مشتری قرار میگیرند.